+ با یه شکلات شروع شد ...

333 
با یه شکلات شروع شد
من یه شکلات گذاشتم تو دستش،اونم یه شکلات گذاشت تو دست من
من بچه بودم،اونم بچه بود
سرمو بالا کردم،سرشو بالا کرد
دید که منو می شناسه،خندیدم
گفت:"دوستیم؟" گفتم:دوستِ دوست
گفت:"تا کجا؟" گفتم:دوستی که " تا" نداره!
گفت:"تا مرگ؟" خندیدم و گفتم:من که گفتم "تا" نداره!
گفت:"باشه،تا پس از مرگ" گفتم:نه نه نه نننننننه،"تا" نداره!
گفت:"قبول،تا اونجا که همه دوباره زنده می شن،یعنی زندگی پس از مرگ؛بازم با هم دوستیم؟تا بهشت تا جهنم،تا هر جا که باشه من و تو با هم دوستیم؟"
خندیدم و گفتم:تو براش تا هر کجا که دلت می خواد یه " تا" بذار،اصلاً یه "تا" بکش از سر این دنیا تا اون دنیا،اما من اصلاً براش "تا" نمی ذارم
*****
نگام کرد،نگاش کردم،باورنمی کرد
میدونستم اون می خواست حتماً دوستی ما "تا" داشته باشه،دوستی بدون "تا" رو نمی فهمید!
گفت:"بیا برای دوستیمون یه نشونه بذاریم." گفتم:باشه،تو بذار
گفت:" شکلات،هر بار که همدیگرو می بینیم،یه شکلات مال تو یه شکلات مال من؛باشه؟"
گفتم:باشه،هر بار یه شکلات میذاشتم تو دستش،اونم یه شکلات تو دست من
باز همدیگرو نگاه می کردیم یعنی که دوستیم،دوستِ دوست
من تندی شکلاتمو باز میکردم،میذاشتم تو دهنمو و تند و تند می میکیدم
می گفت:"شکموووو! تو دوست شکموی منی"
بعد شکلات می ذاشت تو یه صندوقچه کوچولوی قشنگ
می گفتم:بخووووووووورش
می گفت:"تموم میشه، می خوام تموم نشه؛برای همیشه بمونه"
صندوقش پر از شکلات شده بود،هیچ کدومشو نمی خورد،من همشو خورده بودم
گفتم:اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن یا کرما،اون وقت چی کار می کنی؟
گفت:"مواظبشون هستم"
می گفت:"می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم"
و من شکلاتامو می ذاشتم توی دهنمو و می گفتم:نه نه ننننننه!!!"تا" نه، دوستی که "تا" نداره
*****
یک سال،دو سال،چاهار سال،هفت سال،ده سال؛بیسسسسسس سال شده
اون بزرگ شده،منم بزرگ شدم
من همه شکلاتامو خوردم،اون همه شکلاتاشو نگه داشته
اون اومده امشب تا خداحافظی کنه،می خواد بره؛بره اون دور دورا
میگه:"می رم اما زود بر می گردم!"
من که می دونم میره و برنمی گرده،یادش رفت شکلات به من بده؛من که یادم نرفته
یه شکلات گذاشتم کف دستش گفتم:این برای خوردنه
یه شکلاتم گذاشتم کفه اون دستش:آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت
یادش رفته بود صندوقی داره برای شکلاتاش،هر دو تاشو خورد
خندیدم،می دونستم دوستی من "تا" نداره،می دونستم دوستی اون "تا" داره،مثل همیشه
خوب شد همه شکلاتامو خوردم اما اون هیچ کدومشو نخورده
حالا با یه صندوق پر از شکلاتای نخورده چی کار می کنه؟!؟
نویسنده : محسن007 ; ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸٧
تگ ها:


+ زندگی نامه کورش کبیر

سلام این زندگی نامه کورش کبیر بنیان گذار منشور قانون در ایران

خیلی زیاده به خاطره همین به ٣قسمت تقسیم میکنم و تو سه پست براتون میزارم .

قسمت اول : از تولد تا آغاز جوانی

برای مطالعه این مطلب به " ادامه مطلب " مراجعه کنید .

مرجع:موسیقی ، نرم افزار و خواندنی های جالب

...
ادامه مطلب
نویسنده : محسن007 ; ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٧
تگ ها:


+ ترانه ای سیاسی از بهرام به سبک رپ.نامه ای به رئیس جمهور

این اهنگ این روزا بیشترین امار جستجو در گوگل رو به خودش اختصاص داده و در نوع خودش یه شاهکار "رپ اجتماعی" است .

که بهرام خونده...

این اهنگ بدون هیچ توهینی قصد انتقاد به او ضاع فعلی ایران داره

از دستش ندین چون از اون اهنگاس که از همه قشری طرفدارشند...

 

 

دانلود آهنگ: نامه به رئیس جمهور بهرام

متن ترانه:

صحبت های تبلیغاتی آقای احمدی نژاد پیش از انتخابات ریاست جمهوری:
واقعاً مشکل مردم ما الآن شکل موی بچه های ماست؟ خوب بچه ها دوست دارند موشون رو هرجوری بزنند، به من و تو چه ربطی داره؟
دولت باید بیاد اقتصاد رو سامان بده، فضای کشور رو آرامش ببخشه، امنیت روانی درست کنه، پشتیبانی کنه از مردم. مشکل مهم جوانهای ما اینه که مدل موشون رو چجورب بگذارند و دولت هم نمی گذاره؟ یعنی الآن مشکل کشور ما اینه که مثلاً فلان دختر ما فلان لباس رو پوشید؟! یعنی مشکل کشور ما اینه؟ یعنی مشکل مردم ما اینه؟!

می خوام روشنی عقده ام رو خاموش کنم
ولی نمی تونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود
پس می نویسم نامه ای به رئیس جمهور

می خوام روشنی عقده ام رو خاموش کنم
ولی نمی تونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود
پس می نویسم نامه ای به رئیس جمهور

«با عرض سلام خدمت رئیس جمهور محترم
واسه گفتن حرف، می شمرم فرصت رو مغتنم
تو که گوش می کنی به حرف هر سلیقه ای
می شه وقتت رو به من بدی چند دقیقه ای؟

من نگرانم واسه تاریخ تحریف شده
واسه مغز جوونهایی که تحریک شده
درد ما دوا نشد دکتر مملکت
که شعاراتون هم بدتر به ما ها حمله کرد

مخم بیداره ولی ترجیح می دم باشه تو خواب
تا این که سینه ام بشه سنگ قبر آرزوهام
عمر من رفت به درک واسه نسل بعد
می خونم مث اینکه فعلاً به ما وصله درد

وصله کرد تیکه ی غمو بس که من
می بینم نابغه هامون هم شدن نسل گـَرد
هیچ وقت تصور نمی کردم بشیم این طوری
که داشته باشیم میلیون ها جوونِ دین گریز

ملت خلاف می کنن تا برن زندون واسه جای خواب
خیلی ها وقتی مردن عکسشون بدرقه نشد با یه قاب
می دونم حرفای من می خوره تهش به بن بست
ملت می رن مسجد هنوز تا کفش بدزدن

به خدا این همه ادّعا نیشخند داره
ایران صادر می کنه دختر هیجده(١٨) ساله
رو زمین نشستی فکر کردی که اوجه! پس
امید من به نجات در حد معجزه اس

تو خودت خوب می دونی چقد شده درگیری زیاد
به خدا قرآنِ روی طاقچه گردگیری میخواد
فقط شعار که دنبالش هستی فقط تا ما
بشینیم قرآن به دست، بکنیم فقط دعا

سندِ حرف منه چهره ی سطح شهر
یه چرخ بزن تو دوی نصف شب به بعد
نفس بکش، این آسفالته که بوی خون می ده
دقت کن، یه جوون اون گوشه داره جون می ده»

می خوام روشنی عقده ام رو خاموش کنم
ولی نمی تونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود
پس می نویسم نامه ای به رئیس جمهور

می خوام روشنی عقده ام رو خاموش کنم
ولی نمی تونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود
پس می نویسم نامه ای به رئیس جمهور

«تو گفتی دولت من دولت آرامشه
که ذهن مردم واسه حمایتت آماده شه؟
وسعت فکر منه از خزر تا خلیج فارس
نمی خوام از من بگیرنش بشه دریچه باز

برای بد شدن اوضاع و برای جنگ
حرفش مال توئه، عواقبش برای من
هنوزم بهت زده ام و نشستم من به حیرت
که چرا جای خون نیکوتینه توی رگ غیرت؟

کاشکی منم محافظ داشتم
که دورم وای می ایستادن و دم می زدم از امنیت
ولی خیلیا دنبالم هستن الان
که منو بگیرن یا که دررم از دست کلان. . .
که اینم شده زنده بودن

حرفامو تموم می کنم می تونی قبولش کنی
یا با گرفتنم ظاهراً تمومش کنی
ولی بدون اگه بگیرم حتی خوی حیوون
قلمم با قدرت می چرخه حتی توی زندون»

می خوام روشنی عقده ام رو خاموش کنم
ولی نمی تونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود
پس می نویسم نامه ای به رئیس جمهور

می خوام روشنی عقده ام رو خاموش کنم
ولی نمی تونم حرفاتو فراموش کنم
وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود
پس می نویسم نامه ای به رئیس جمهور

 

نویسنده : محسن007 ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٧


+ مسنجر و چت فارسی چتفورآی (Chat for Iran)

 چتفورآی

 مسنجر و چت فارسی چتفورآی (Chat for Iran)

 

شما از طریق این سایت می توانید به راحتی و بدون نیاز به نصب هیچ برنامه ای با دوستان خود در اینترنت ارتباط برقرار کنید.
هدف از راه اندازی این سایت ایجاد یک محیط چت کاملا فارسی، سالم و دوستانه می باشد.

از جمله امکانات موجود در چتفورآی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
چت در محیط اتاقهای عمومی، چت خصوصی، وجود شکلکهای متنوع برای بیان احساسات، پروفایل کامل با امکان قرار دادن عکس، لیست دوستان، پیغام آفلاین، ارسال فایل، ارسال پیام صوتی، امکان آرشیو سازی پیغامها، ارسال ایمیل، جستجو بین کاربران بر اساس پروفایل و ...

لازم به ذکر است برای استفاده از این سایت باید از مرورگر اینترنت اکسپلورر استفاده کنید.
همچنین بهترین حالت نمایش این سایت در صفحه مانیتور 1024x768 می باشد.

طراحی عکس:دروغ یه عشقه

دوستانChat4iدوستتون دارم نظر یادتون نره!!!

 

نویسنده : محسن007 ; ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٧
تگ ها:


+ بوی غربت...

بوی غربت

بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم

گرچه میدانم که عمری در این غریبی زیستم

مثل رودی بستر این خاک را طی کرده ام

تا بفهمم عاقبت درجستجوی چیستم

نویسنده : محسن007 ; ساعت ۱:۱٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٧
تگ ها:


+ تو در قلبمی...

دوست دارم

دلی که خیلی تو را دوست دارد و تنها تو را دارد....
 
بشنو که این دل یک عالمه حرف دارد ....
 
حرفهای عاشقانه برای تو ، گوش کن به درد دلم ....
 
تو همانی که دلم میخواست و آرزو داشت تا تو برای او شوی ....
 
تو همان رویایی هستی که این دل درونش نهفته بود...
 
یک رویای پر از عشق ....
 
تویی همان یار باوفا ، یکرنگ و بی ریا ....
 
بشنو نوای عاشقانه دلم را .... گوش کن به آهنگ این دل ....
 
آهنگی به سبک صدای دلنشینت و حرفهای عاشقانه ات...
 
هر چه این دل از مهربانی های تو بگوید باز هم کم است ....
 
بشنو راز این دل را .... راز صادقانه ای که درونش عشق و محبت تو است...
 
درونش یک دنیا حرفهای ناگفته است ، حرفهایی که درد این دل عاشق من است!
 
بشنو درد این دل را که به عشق تو زنده است....
 
دلی که با تو همان عاشقترین عالم است ....
 
 احساس آرامش میکنم وقتی تو به حرفهای این دل عاشقم گوش میکنی ....
 
احساس میکنم که حرفهای من برایت شیرین است ، میدانی که اینها همه حقیقت این
 
دل عاشق است....
 
بشنو که این دل میخواهد زیباترین کلام درونی اش را به تو بگوید ....
 
اینبار با فریاد درونی اش ، با تمام وجودش میگوید که خیلی تو را دوست دارد....
 
گوش کن به نوای شیرین دوستت دارم
 
نوای عاشقانه ای که از اعماق دلم می آید ....
 
دلم را در آغوشت بگیر و با تمام وجود گرمای آن را حس کن....
 
گرمایی که از کلام مقدس عشق سرچشمه میگیرد !
 
این دل ، همین دلی که اینک در آغوش مهربان تو است میخواهد تا ابد برای تو یکرنگ

و  عاشق بماند .....
 
پس آن را برای همیشه نزد خود نگه دار ، ای تو که لایق این قلب عاشق من هستی!
 
مواظب قلب عاشقم باش که نشکند، نه به این خاطر که قلب من است ، تنها به این
 
خاطر که تو در قلبمی !

 

_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________________¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤
_______________________¤¤

نویسنده : محسن007 ; ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٧
تگ ها:


+ عاشقی بد دردیه

سرزمین عشق

 

 سرزمین عشق  
در خانه ی قلبت را باز کن
تا نماند پشت دری بسته محبت
ناامیدانه به این عشق سلام مکن
غریبانه به این خوشبختی منگر
که جغد سیاه بخت شوم مدتهاست که از بام خانه ات پریده

و آنچه بر جای مانده است
پرستوی خبر چینه عاشقیست که خبر میآورد از آسمانی آبی و صاف
آسمانی منتظره پرواز پرنده ایست تا او را ببرد ببرد به سرزمینه گرم خیال

به سرزمینی با پنجره های گشوده به آبادی
به شاخسارانه سبز زیتون و خو شه های زرد گندم
و موهای طلایی خورشید به طراوت که از دستهای شبنم می چکد
و تازگی بر نوک کوهی نشسته است
و خون سرخ شقایق که در رگها جاریست
در رگهای دخترانه ساده دله عاشق
و بادی که نرمو بی وسوسه میوزد
و ریشهای سبز بلند
و کوچه های باریکو بی انتها
و خانه هایی پر از آیینه های امید
و طاقچه هایی که بر آنها نشسته است
کتابی پیچیده در مخمل سبز ایمان
وتهول یقین و رویشی نو و بینشی تازه

آسمانی منتظره پرواز پرنده ایست تا او را ببرد ببرد به سرزمینه گرم خیال
به راهی تازه راهی که نه پر از سایه های ترس است
نه خالی از احساس اهمیت
راهی که منتطره پایست
تا در آن قدم بر دارد
و منتظره شهامتیست که او را طی کند
قدم جلو بگذار ای ساییه گم شده در تیرگیها
قدم جلو بگذار و دره خانه قلبت را باز کن تا نماند پشته دری بسته محبت
دوستتون دارم نظر یادتون نره!!!
نویسنده : محسن007 ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٧
تگ ها:


+ شعر

I don’t know why 

 نمیدونم چرا

You want to follow me tonight

تو امشب دنبال من راه افتادی

When in the rest of the world

تا پایان جهان

With you whom I’ve crossed and I’ve quarreled

من که با تو بدرفتاری و بدخلقی کردم

Let’s me down so

پس بذار مایوس بمانم

For a thousand reasons that I know

برای هزاران دلیل که من میدونم

To share forever the unrest

تا برای همیشه اشفتگی را با هم تقسیم کنیم

 With all the demons I possess

با تمام پلیدی هایی که من صاحب هستم

Beneath the silver moon
زیر ماه نقرهای

Maybe you were right

شاید حق با تو بود

But baby I was lonely

اما عزیزم من تنها بودم

I don’t want to fight

من نمیخوام بجنگم

I’m tired of being sorry
من از معذرت خواهی خسته شدم

Chandler and Van Nuys

Chandler (نام منطقه ای در اریزونا) و Van Nuys (نام منطقه ای در کالیفرنیا)

With all the vampires and their brides

با تمام خون اشام ها و عروسهایشان(اشاره به معتادین و فاحشه ها)

We’re all bloodless and blind

ما همه مرده و کور هستیم(اشاره به نداشتن زندگی واقعی)

And longing for a life

و اشتیاق برای یک زندگی

Beyond the silver moon
انسوی ماه نقره ای

Maybe you were right

شاید حق با تو باشه

But baby I was lonely

اما عزیزم من تنها بود

I don’t want to fight
من نمیخوام بجنگم

I’m tired of being sorry

من از معذرت خواهی خسته شدم

I’m standing in the street

من در خیابان ایستاده ام

Crying out for you

برای تو میگریم

No one sees me

کسی منو نمیبینه

But the silver moon
به جز ماه نقره ای

So far away - so outer space

خیلی دور با یک فاصله ی خیلی طولانی

I’ve trashed myself - I’ve lost my way

من خودم رو تباه کردم-من راهم رو گم کردم

I’ve got to get to you got to get to you
من باید به تو برسم باید به تو برسم

Maybe you were right

شاید حق با تو بود

But baby I was lonely

اما عزیزم من تنها بودم

I don’t want to fight

من نمیخوام بجنگم

I’m tired of being sorry

من از معذرت خواهی خسته شدم

I’m standing in the street

من در خیابان ایستاده ام

 Crying out for you

برای تو میگریم

No one sees me

کسی منو نمیبینه

But the silver moon

به جز ماه نقره ای

نویسنده : محسن007 ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸٧
تگ ها: